MyAngel

بابایی تولدت مباررررررک

1391/5/2 10:51
نویسنده : مامانی فرناز
197 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز یکی دیگه از روزهای قشنگ با تو بودن که با اتفاق های خوب قشنگتر هم شد. آخه چند روز بود عزیزم سرما خورده بود.... الللللللللللللللهی بمیرم همش چشات پر اشک بود... سینت خس خس می کرد و سرفه می کردی ... بمیرم اینقدر دماغ کوچولوی نازت گرفته بود که موقع شیر خوردن همش اذیت می شدی .....

ولی دیروز بالاخره نفس مامان یکم بهتر شد و از بی حالی دراومد . دلم اتیش می گرفت با اون قیافه معصومت بی حال تو بغلم بی تابی می کردی ... الهههههههی من بمیرم دیکه هیچ وقت عسلمو تو اون حال نبینم. خدایا هززززززززززززززززززززار مرتبه شکر که عزیزم حالش بهتره (نماز شکرم خوندم).

 

وقتی دیدم حالت بهتر شده تازه به فکر تولد بابایی افتادیم. تا بعد از ظهر تند تند اتاق و تزیین کردیم و کادو و کیک ... همه چی به موقع آماده شد. ناز ناز منم شلوغ نکرد تا مامانی به کاراش برسه... قربوووووونش بشم. وقتی بابایی اومد دو تایی پشت در ایستادیم و عسلم شاخ گلی که کادو واسه بابایی گرفته بود داد بهش... بابایی داشت از خوشحالی غشششششش می کرد ... دست هر دومون بوسید و تشکر کرد... به خاطر تو خودشم یادش رفته بود تولدش هست... ناز ناز م با خنده ها و لوس بازیهاش حسابی دل بابا رو برد و بیشتر خوشحالش کرد.

 

خلاصه اولین جشن تولد 3 تایی بابایی تو اولین روز ماه رحمت و برکت خدا با وجود نازنازم یکی دیگه از روزهای قشنگ به یاد موندنی زندگیمون شد. الللللللللهی به برکت این ماه همیشه عزیزم صحیح و سالم شادی بخش زندگیمون باشه و تولد 100 سالگی بابایی عزیز جشن بگیریم.

شکلکهای جالب آروین

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به MyAngel می باشد