MyAngel

تاب تاب نه!

1392/9/21 11:16
نویسنده : مامانی فرناز
229 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب وقتی بابایی خسته از سر کار اومد طبق معمول بعد از یه استقبال گرررم رفتی سراغ پتو ... بابایی مهربونم بازم با همه خستگی نازنازمو یکم تاب تاب داد ... ولی دیگه خیلی خسته بود و من گفتم مامان بسه .. بابا خسته شده .. دیگه تاب تاب نه .. تاب تاب باشه فردا صبح... برو کتاب جینگیلی ها رو بیار بابایی برات بخونه (خیلیییی این کتابتو دوست داری و بیشتر هم می خوای بابایی اینو واست بخونه) خلاصه رفتی و کتاب آوردی و بعد از یکم کتابخونی رفتی سراغ عروسکات... منم دورا دور نازنازم نگاه می کردم و از اینکه دیگه اینقددددر خانوم شدی که خودت با خودت بازی می کنی لذت می بردم...

کیتی رو گذاشتی تو پتو یکم تکون دادی ... بعد بغلش کردی و روبروی صورتت گرفتی و گفتی تاب تاب نه .. بابا نه ... یه چیزایی زمزمه کردی و بعدم گفتی خُب..... وااااااااااااای می خواستم بخووووورمت شیطووووووووون بلای من بغلبغلبغلماچ... انگار داشتی همه چیزایی که من گفتم به کیتی می گفتی... و این یعنی اینکه من و بابایی خیلیییییییی باید حواسمون جمع باشه و مراقب رفتار و حرفامون باشیم ... چون یه طوطی شیطون همه چی رو زیر نظر داره و سعی می کنه رفتارمون تقلید کنه!

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
زهره مامي ژوان
26 آذر 92 0:03
اي جان چه بامزه!!!!!! ماشالله فسقلي هامون ديگه همه چيزو مي فهمن، ماشالله به فرناز كه اينقدر خوب و فهميده اس و خستگي باباش رو درك مي كنه، واقعا آفرين....
زهره جون
28 آذر 92 11:37
بسی ذوق زده شدمممممم بابت این طوطی خانم .. چه کیفی کردییی
مامان ایلیا
7 دی 92 15:10
ای جانمممممممممممممم خاله قربونت برم.فدای این هوش و عقلت بشم و اینهمه دقتت
مامان ایلیا
7 دی 92 15:10
اگه اون لحظه اونجا بودم حسابی میچلوندمش
فرناز
27 دی 92 15:14
اين عكس ايلمان نيست فهيمة؟
مامان ملی و کوروش
3 بهمن 92 14:47
ای جونم ماشالا به دخی باهوش خودمونآخه این دخی یه رگ مشهدی داره دیگه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به MyAngel می باشد